جدیدترین و خنده دار ترین جک های من و بابام (33)

جدیدترین و خنده دار ترین جک های من و بابام (33)

جدیدترین و خنده دار ترین جک های من و بابام (33)

اداره بابام به مناسبت عید قربان بهشون فلش قرآنی عیدی داده

اورده میگه بیا قرآناشو پاک کن توش شادمهر بریز :)))))

***

رفتیم گوسفند بخریم قربونی کنیم بابام یکیو انتخاب کرد پولشو داد بردیمش

فروشنده داد زد پول یکیشونو حساب کردی بابام برگشت گفت این مال خودمه بیست و سه ساله دارمش ://

 

***

 

‏ما چون پول نداشتیم هر سال روز عید قربان بابام منو میفرستاد توی حیاط با صدای بلند بع بع کنم

***

جک خنده دار

از اونجایی که معمولا با گوشی میرم دستشویی، داشتم از یچیزی اسکرین شات میگیرفتم گوشی سایلنت نبود :)))

بابام میگه حالا اون تو نمیخواد ازش عکس بگیری بیا خونرو هم نشونش بده :))

 

***

 

‏یه سری یه پسر بچه اومد مغازه یه هزارتومنی پاره داد گفت عمو واسم چسبش بزن
دوساعت باظرافت چسبش زدم دادم بهش
گرفتش و رفت مغازه بغلی بستنی خرید

 

***
‏روز چپ دستا ام منو یاد خاطرات کودکیم میندازه که بابام راست دست بود و مامانم چپ دست از جناحین به اندازه مساوی کتک میخوردم.

***

دیگ صبرم لبریز شده بود سر بابام داد زدم گفتم خو اگه منو از پرورشگاه آوردید بگید لعنتا

میگه نه
اتفاقا بردیمت پرورشگاه قبولت نکردن :///

 

***

جک جدید

‏چرا تو فیلما وقتی گریه میکنند انقدر خوشگل میشن؟؟
من وقتی گریه م میگیره،
خودمو که میبینم،خنده ام‌میگیره…

***

همین الان دیدم یه خانواده بنر زده بودن
“فرزند عزیزم پذیرفته شدن شما رو در آزمون سراسری تبریک عرض میکنیم”
حقیقتا ساختار درونیم نابود شد ://

***

هند جگرخوار يه خواهر داشت به نام”اندونزي كبدخوار”

 

***

هیچوقت بی پشتوانه دعوا نکنید
یه بار با بابام دعوام شد بهش گفتم تو این خونه یا جای منه یا جای تو !
گفت جای اونه و منو انداخت بیرون!!!

 

***

جک جدید و خنده دار

بابام میخواست خبر مرگ یکیو به فامیلش بده زنگ زد گفت پاشو بیا که فلانی یخورده مریض شده بردیمش سردخونه

 

***

پارسال خونه مجردی داشتم.ظهرا مامانم میومد ناهار میذاشت و شبا هم بابام میومد پیشم میموند وقتی هم که خودشون نبودن داداشم رو میفرستادن پیشم بزرگوارا درک درستی از خونه مجردی نداشتن مجبور شدم برگردم به کانون گرم خانواده

 

***

 

بابام ورداشته بم میگه من اینهمه اخلاق خوب دارم چرا اونارو تو کانال تخمیت نمیزاری؟

گفتم مثلا چه اخلاقی میگه همین که از خونه نمیندازمت بیرون ://

 

***

دختر نوشته :
من کسیم که با هر نفسم ۱۰ نفر میمیرد..

براش نوشتم خب چرا مسواک نمیزنی؟

بیشعور زد بلاکم کرد ://

 

***

تا حالا فکر کردی اگ خدا به حضرت ابراهیم امر می‌کرد به جا پسرش زنشو قربانی کنه این مراسم هر ساله چه با شکوه برگزار میشد :)))

 

***

از اعداد زیر یکی رو انتخاب کن
24
12
45
55
انتخاب کردی؟ به منم نگو
آفــرین
به هیچکی نگو اصلا
این یه رازه :))))

 

***

بابام بوتیک داشت به مشتریا میگفت میخواین مطمئن شید اجناس اورجیناله کُدش رو مسیج کنید بعد شماره خودش رو میداد

کد میفرستادن جواب میداد:
تایید شد :))

 

***

دوستم یه خونه خریده بود 750 میلیون تومان الان قیمتش بالای 3میلیارد تومنه

منم بهترین معامله‌ای که داشتم برمیگرده به بچگیم که یه 1000 تومنی دادم به بابام، دو تا 200تومنی ازش گرفتم

چون ریاضیم ضعیف بود و بهم گفت 2تا بیشتر از یکیه :)))

 

***

بابابزرگم همیشه می‌گفت خدایا اونقد شکرت که خودت راضی بشی. چند بار میکائیل اومد به خوابش گفت آقا تمام محاسبات ما رو به هم ریختی.

 

***

ﮐﻠﻪ ﻣﻠﻖ ﭼﯿﺴﺖ ؟

ﻓﻨﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺩﻫﻪ ﺷﺼﺖ
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﺎﯾﯽ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﻬﻤﺎﻧﺎﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽﺩﺍﺩﻧﺪ

ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ منجر به گوزیدن و ﮐﺘﮏ ﺧﻮﺭﺩﻥ شدید ﺁﻧﻬﺎ توسط پدر میشد :)))

 

***

به بابام میگم این کاکتوسه که خریدی کمترین نگهداری و بیشترین رشد و زیبایی رو داره

میگه آره برعکس تو ://

 

***

با بابام رفتیم یه جا خرید کنیم به یارو گفتم تخفیف بده، گفت بزرگترین تخفیف ما صداقت ماست،

یهو با هم چشم تو چشم شدیم ترکیدم از خنده، تخفیف داد گفت گمشو بیرون :))

 

***

دوس دخترم پیام داده میگه باید کات کنیم

گفتم چرا؟ گفت ببخشید اشتباه فرستادم

خداروشکر یه لحظه ترسیدم ☺️

 

***

من اون لحظه بی معرفتی رو فهمیدم که بابام گفت بیا بریم شهر بازی پسرم

بعد بردنم ختنه ام کردن ://

 

***

آموزش زبان شیرین لری :

سِیکو: نگاه کن
سیکو: گوش کن
سیکو: تهدیدکردن
سیکو: تعجب کردن!
سیکو: توجه کردن
سیکو: باورکن
سیکو سیکو: دروغ نگو
سیکوسیکوسیکو: اعلام حادثه

 

***

دوتا گوجه فرنگی باهم دعوا میکردن یه گوجه سبز میاد جداشون کنه گوجه فرنگیا میگن:سید تو دخالت نکن

امان از این همه نمک در وجود من 😂

 

***

شوهر عمم تو جمع برگشت گفت شهاب یه دختر برات سراغ دارم مامانش بیوه‌ست بیا مامانشو بگیر خودش سنش نمیخوره بهت، هار هار هار

داشتم گواهی فوت مینوشتم براش بابام نذاشت، گفت طلب دارم ازش

 

***

داشتم نماز میخوندم بابام اومد زد پس کلم و گفت باز گل کشیدی؟
گفتم خداوکیل فازت چیه؟ یبارم که دارم نماز میخونم تو گیر بده

گفت اینورو نگاه کن من اینجام :))

 

***

به بابام میگم نونوایی قیامت بود
میگه: یعنی شلوغ بود؟

گفتم :نه گناهکارها رو مینداختن تو تنور به نیکوکارام نون مجانی می دادن :))

با اینکه سنش بالاس ولی ضربات سنگینی وارد میکنه ://

 

***

یکی از فامیلامون فامیلیش “قطبی” هست، هرکاری کردم اسم بچشو بذاره خرس، نذاشت

بی ذوق بی صلیقه 🙁😂

 

***

من يبار تو حموم چشمام كه كفي شد گفتم عجله نكنم نشورمش به ترس ام غلبه كنم، يهو يكي زد رو شونم گفت جووووون چه پسر شجاااااعي

 

***

اون سرى داشتم عكس دوست دخترمو از رو گوشى بوس ميكردم بابام ديد، گفت دارى چيكار ميكنى؟

گوشى رو چندبار ديگه بوسيدم، گذاشتمش رو پيشونيم و گفتم جز سى هم تموم شد

هنوزم که هنوزه ریزش پشم داره 🙂

***

پربيننده ترين مطالب سايت

مطالب پربازدید هفته
دوستان ما
برانگیختگی جنسی و هات کردن زنان + جزئیات کامل
برانگیختگی جنسی و هات کردن زنان + جزئیات کامل
مشاهده بیشتر