قصه ی فرار از زندگی

قصه ی فرار از زندگی

فرار از زندگی!

استاد گفت:….خوب به مکالمات بین کودکان گوش کن.مکالمات بین کودکان به این صورت بود:

-الان نوبت من است که فرار کنم و تو باید دنبال من بدوی.

-نخیر الان نوبت توست که دنبالم بدوی.

-اصلا چرا من هیچوقت نباید فرار کنم؟ و حرف هایی از این قبیل…

استاد ادامه داد:همانطور که شنیدی تمام این کودکان طالب آن بودند که از دست دیگری فرار کنند. انسان نیز این گونه است.او هیچگاه حاضر نیست با شرایط موجود رو به رو شود و دائم در تلاش است از حقایق و واقعیات زندگی خود فرار کند و هرگز کاری برای بهبود زندگی خود انجام نمی دهد.

تو از من خواستی یکی از مهم ترین ویزگی های انسان را برای تو بگویم و من آن را در چند کلام خلاصه میکنم:تلاش برای فرار از زندگی.

loading...

پربیننده ترین مطالب سایت

مطالب پربازدید هفته
دوستان ما
مرد شهوت رانی که با درخت خودارضایی می کند (عکس)
مرد شهوت رانی که با درخت خودارضایی می کند (عکس)
مشاهده بیشتر