خدا هم زیبایی را دوست دارد!!؟

مجموعه : دین و مذهب
خدا هم زیبایی را دوست دارد!!؟

اگر شخصی که به ظاهر دیندار است، به حمام نرفت و از عطر استفاده نکرد و لباسش نا مرتب بود، آن را به حساب دین نگذاریم و بدانیم که این شخص از رفتار پیامبر مان الگوبرداری نکرده و بر راه دیگری است.

 

دین مبین اسلام به عنوان کاملترین دستور زندگی بشر به تمام انسان ها، به ویژه مسلمانان به آراستن و زیبایی ظاهری و باطنی خویش تأکید فراوان می نماید و از آن ها می خواهد که نسبت به نشانه های زیبایی و زینت پراکنده در هستی و نیز نسبت به صفات خوبی و شکوهی که در این دنیا برای ایشان میسّر است، بی تفاوت نباشد و به زیباخواهی فطری خویش توجه نموده و در راستای کمال خویش از آنها استفاده نمایند. نتیجه چنین اندیشه ای تصحیح کج اندیشی رهبانیت است، اندیشه ای که به همه صفات زیبا و مظاهر زیبای زندگی پشت می کند و آن را بر خود حرام می کند.

اما اسلام به استفاده از زیبایی ها هدف می دهد و آن ها را در مسیر اعتلای روحی انسان مورد دستور قرار می دهد:

«قل من حرم زینه الله الّتی اخرج لعباده و الطّیبات من الرّزق»[1]

یعنی: ای پیامبر بگو: چه کسی زینتی را که خداوند برای بندگانش پدید آورده و روزی های پاکیزه را، حرام کرده است.

بنابراین، بررسی دستورات و فرامین الهی در زمینه توجه به آراستن و زیبایی، ما را به این نتیجه رهنمون خواهد شد که نه تنها اسلام در مقابل زیبایی جبهه نمی گیرد بلکه دستورات خویش را در رستای زیبایی فطری انسان تبیین می کند؛ چه، خداوند دوست دارد آثار نعمتش را بر بندگانش ببیند.[2]

 

زیبایی و آراستن، دستور است

وقتی به گفتار و رفتار پیشوایان معصوم (علیهم السلام) و پیروان حقیقی آنان می نگریم، می یابیم که ابتدا نظافت و سپس پوشیدن لباس تمیز و دارای تجمل که در شأن و حد و اندازه شخص باشد مطلوب شمرده شده است و تنوع در لباس را نیز اسراف نمی شمارند.

اسحاق بن عمار از امام صادق می پرسد: اگر مومن ده لباس داشته باشد، اسراف است. امام (علیه السلام) در جواب می فرماید: خیر. دوباره سوال می کند اگر بیست لباس داشته باشد چگونه است؟ باز هم جواب می فرماید: اشکالی ندارد. در مرتبه سوم می گوید اگر سی لباس داشته باشد باز هم امام می فرماید اشکالی ندارد؛ زیرا این کار اسراف نیست بلکه اسراف آن است که لباس بیرونی خویش را در خانه بپوشی.[3]

در سیره امام سجاد (علیه السلام) نقل شده است که ایشان برای پوشش تابستانی خویش دو لباس به قیمت صد و پنجاه در هم تهیه می کردند.[4]

آن گاه که پاره ای از کج اندیشان، ابن عباس را در لباس فاخر و زیبا دیدند به او گفتند: ابن عباس تو در نظر، از همه با فضیلت تر هستی، پس چگونه چنین لباس می پوشی؟ او در جواب ایشان فرمود: که خداوند در قرآن می فرماید:

«من حرم زینةالله الّتی اخرج لعباده و الطّیبات من الرّزق»[5]

پس هر انسان مومن و دینداری حتی باید در ظاهر هم به امامان بر حق و پیروان آنها تاسی بجوید، چرا که عموم مردم، صورت زیبای ظاهر، پوشش، اخلاق و رفتار کسانی که نشان مذهبی دارند را به حساب دین گذاشته و خدای نکرده اگر ظاهر آنها آراسته نباشد، نمی توانند حق را به گوش دیگران برسانند.

این حکم عقل است که اگر می خواهی هدیه ای به کسی بدهی، آن را در کادو و جلدی زیبا بپیچ و آنگاه هدیه را تقدیم کن و چه هدیه ای بهتر از هدایت و راه خدا، آن کاغذ کادو زیبا هم ظاهر مرتب و تمیز انسان مومن است.

 

در مقابل دیگران

در احادیث فراوانی به پوشیدن لباس سفید توصیه شده و در بیان علت آن آمده است: زیرا لباس سفید خوش بوتر و زیباتر است.[6] تا آنجا که پوشیدن لباس سیاه، مورد نکوهش قرار گرفته و لباس غم و اندوه و لباس اهل آتش معرفی شده است.[7]

افزون بر آنچه گذشت، بر آراستن خویش برای ملاقات و دیدار با دوستان تأکید بیشتر شده است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: مردی به خانه رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) آمد و درخواست دیدار با ایشان را داشت. وقتی که حضرت خواستند از حجره خارج شوند و به ملاقات آن مرد بروند، در جلوی ظرف بزرگ آبی که در داخل اتاق بود ایستادند و سر و صورت خویش را مرتب کردند، عایشه از مشاهده این کار تعجب کرد. پس از بازگشت آن حضرت از ایشان پرسید، یا رسول الله چرا هنگام خارج شدن از خانه در برابر ظرف آب ایستادید و موی و صورت خود را منظم کردید. رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) در جواب فرمودند:

یعنی: ای عایشه، خداوند دوست دارد وقتی مسلمانی برای دیدار برادرش می رود خود را برای ملاقات او آماده و بیاراید. [8]

این سیره عملی و روش زندگی پیامبر و دیگر معصومین که درود و سلام خدا بر آنها باد، می باشد، حال اگر شخصی که به ظاهر دیندار است، به حمام نرفت و از عطر استفاده نکرد و لباسش نا مرتب بود، آن را به حساب دین نگذاریم و بدانیم که این شخص از رفتار پیامبر مان الگوبرداری نکرده و بر راه دیگری است.

پی نوشت:

[1] – اعراف/31.

[2] – محمد بن یعقوب الکلینی، الفروع من الکافی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ دوم، 1362، ج6، ص 428: «و یحت ان یری اثر نعمته علی عبده».

[3] – همان. ص 441.

[4] – همان.

[5] – اعراف/21.

[6] – همان، صص 446- 445.

[7] – همان، ص 449.

[8] – الحسن بن الفضل الطبرسی، مکارم الاخلاق، موسسه النشر الاسلامی، قم، 1416 ق، ج1، صص 85- 84.

 

گردآوری : فراناز

پربیننده ترین مطالب سایت

پربازدید هفته
پربازدید ماه