faranaz
بهترین کانال خفن تلگرام باحال

اشعار مسعود سعد سلمان،مرا ازین تن رنجور و دیده…

اشعار مسعود سعد سلمان،مرا ازین تن رنجور و دیده…

مرا ازین تن رنجور و دیده بی خواب

جهان چو پر غرابست و دل چو پر ذباب

 

 

ز بهر تیرگی شب مرا رفیق چراغ

ز بهر روشنی دل مرا ندیم کتاب

 

 

رخم چو روی سطرلاب زرد و پوست بر او

ز زخم ناخن چون عنکبوت اسطرلاب

 

 

دو دیده همچو دو ثقبه گشاده ام شب و روز

ولیک بی خبر از آفتاب و از مهتاب

 

 

حسام را که زند غم کنم ز روی سپر

سؤال را که کند دل دهم به اشک جواب

 

 

چو چوب عنابم چین برگرفته روی همه

گرفته اشکم در دیده گونه عناب

 

 

مرا ز سر زدگی کز فلک شدم در دل

به جز مدیح ملک فکرتی نماند صواب

 

 

خدایگان جهان پادشاه هفت اقلیم

سر ملوک زمین مالک قلوب و رقاب

 

 

ابوالمظفر سلطان عالم ابراهیم

که خسروان را درگاه او بود محراب

 

 

چو سوی کعبه ملوک جهان بپیوستند

به سوی درگه عالی او مجی و ذهاب

 

 

ظهیر دولت و ملک و نصیر دولت و دین

به راستی و سزا بودش از خلیفه خطاب

 

 

مفاخر ملکان زمانه از لقب است

بدوست باز همیشه مفاخر القاب

 

 

روا بود که فزاید جهان بدو رامش

سزا بود که نماید فلک بدو اعجاب

 

 

خدایگانا از مدح و خدمت تو همی

همه سعادت محض آمده جلالت ناب

 

 

ز رأی تست فروغ و مضای آتش و آب

ز طبع تست صفا و ثبات باد و تراب

 

 

حقیر باشد با همت تو چرخ و جهان

بخیل باشد باد و کف تو بحر و سحاب

 

 

به بزمگاه تو شاهان و خسروان خدام

به رزمگاه تو خانان و ایلکان حجاب

 

 

نهیب خنجر بران تو عدوی تو را

ببست بر دل و بردیده راه شادی و خواب

 

 

ز مهر و کین تو چرخ و فلک دو گوهر ساخت

که هر دو مایه عمران شدند و اصل خراب

 

 

بجست ذره زین و چکید قطره زان

شد این فروزان آتش شد آن گوارا آب

 

 

کمیتت اندر تک گنبدیست اندر دور

حسامت اندر زخم آتشی است اندر تاب

 

 

چه مرکبان را بر هم زند طراد نبرد

چه سرکشان را درهم کند طعان و ضراب

 

 

زمین و کوه بپوشد ز خون تازه لباس

سپهر و مهر ببندد ز گرد تیره نقاب

 

 

دل مبارز گیرد ز تیر و نیزه غذا

سر مخالف یابد ز تیغ و گرز و شراب

 

 

به میغ ظلمت رزمت ز قبضه وز زره

جهد ز خنجر برق ورود ز تیر شهاب

 

 

تو را که یارد دیدن به گاه رزم دلیر

که نیزه داری در چنگ و تیر در پرتاب

 

 

نیافت یارد از هیبت تو خاک درنگ

نکرد یارد با حمله تو چرخ شتاب

 

 

ز زخم خنجر و از گرد موکب تو شود

زمین چو چشم همای و هوا چو پر غراب

 

 

از آن فروزی آتش همی به رزم اندر

که کرد خواهی دلها به تیغ تیز کباب

 

 

ز نوک رمح تو کندی گرفت چنگ هژبر

ز سم رخش تو کندی نمود پر عقاب

 

 

همیشه تا فلک اندر سه وقت هر سالی

شود به گشت رحا و حمایل و دولاب

 

 

چو چرخ گردان بر تارک اعادی گرد

چو مهر تابان بر طلعت موالی تاب

 

گردآوری : فراناز

پربیننده ترین مطالب سایت

همخوابی و رابطه جنسی دختران و پسران در پادگان (عکس 18+) جدیدترین عکس نوشته های خاص برای پروفایل بهترین روش ماساژ آلت تناسلی مرد (ویژه بانوان) عکس گرفتن از واژن و باسن دختران به عنوان وثیقه برای وام دختر زیبارویی که بدون مهبل (واژن) به دنیا آمد + عکس رابطه بی شرمانه این زن مست با حیوانات (عکس) زیباترین مدل لباس خواب عروس ویژه شب زفاف عکس مدل مانتوهای دخترانه در طرح های شیک و جدید عکس نوشته های زیبای عاشقانه و رمانتیک سال 96 وسوسه شدن پزشک جوان از کارهای زن صیغه ای وسوسه شدن راننده اتوبوس از آرایش غلیظ دختر 15 ساله (عکس) اندام خوشگل و دیدنی دختری با پاهای 130 سانتی متر + عکس چند برابر کردن لذت رابطه جنسی با این راهکارهای ساده شب زفاف یک زوج جوان که ماجرایی عجیب دارد (عکس) خواهر و برادری که 10 سال زن و شوهر بودند سقوط دختر و پسر از پنجره درهنگام رابطه جنسی! عکس خانمی که با اندام جذابش مردان را تحریک می کند(عکس) آیا خودارضایی را می توان از روی ظاهر فرد تشخیص داد؟
مطالب پربازدید هفته