جوک و لطیفه خیلی خنده دار مخصوص ایرانیان

جوک و لطیفه خیلی خنده دار مخصوص ایرانیان

جوک و لطیفه خیلی خنده دار مخصوص ایرانیان

آﯾﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﺴﺘﯿﺪ
.
.
ﺧﺮﺳﺎﯼ ﻗﻄﺒﯽ ﭼﻮﻥ ﺳﻔﯿﺪﻥ …
ﻫﯿﭽﻮﺧﺖ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﺑﺮﻥ ﺧﺘﻢ ..!
ﻓﻘﻂ ﻣﯿﺘﻮﻧﻦ
ﺗﻮ ﺷﺎﺩﯾﺎﺗﻮﻥ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﻨﻦ..
شبا میشینم تا بوق سگ کشف میکنم
کسی قدر نمیدونه

 

😀

 

با دین یا بدون دین،

انسانهای خوب،کارهای خوب میکنند و انسانهای بد، کارهای بد…

اما برای اینکه انسان با ظاهر خوب بتواند کار های بد بکند قطعا به دین نیاز دارد…!!!!!!

 

😀

 

ﺭﻭﺯﺍﯼ بسیارﺳﺨﺘﯿﻪ …
.
.
شناختن تفاوت میان …
ﺩﻭﺳﺖ از ﺩﺷﻤﻦ…
.
ﻣﺜﻞ ﻓﺮﻕ ﺑﯿﻼﺥ ﻭ ﻻﯾﮑﻪ
ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺩﺍﺩ ﮐﺪﻭﻡ به ﮐﺪﻭﻣﻪ…

 

😀

 

یه خانومی واسه تولد شوهرش پیشنهاد داد که برن یه رستوران خیلی شیک …

وقتی رسیدن به رستوران , دربون رستوران گفت: سلام بهروز جان … حالت چطوره ؟؟؟

زنه یه کم غافلگیر شد و به شوهره گفت : بهروز , تو قبلا اینجا بودی ؟؟

شوهر: نه بابا این یارو رو توی باشگاه دیده بودم …

وقتی نشستن , گارسون اومد و گفت : همون همیشگی رو بیارم ؟؟؟

زنه یه مقدار ناراحت شد و گفت : این از کجا میدونه تو چی میخوری ؟؟؟

شوهر : اینم توی همون باشگاه بود یه بار وقت خوردن غذا منو دید …

خواننده رستوران از پشت بلندگو گفت : سلام بهروز جان … آهنگ مورد علاقتو میخونم برات ….

زنه دیگه عصبانی شد و کیفشو برداشت از رستوران اومد بیرون.

شوهره دوید دنبالش . زنه سوار تاکسی شد ….

بهروز جلو بسته شدن در تاکسی رو گرفت و خواست توضیح بده که حتما اشتباهی پیش اومده و منو با یکی دیگه اشتباهی گرفتن ….

زنه سرش داد زد و انواع فحشارو بهش داد …

یهو راننده تاکسی برگشت گفت : بهروز این امشبیه خیلی بی ادبه ها …

 

😀

 

طنز سیاسی ،برگرفته شده از فیلم قیصر
جواد ظریف: ما بودیم عباس عراقچی ٬تختِ روانچی٬ کاترین اشتون٬ آره و اینا خیلی بودیم. کری آقامون هم بود!
حسن روحانی: کری!؟ کدوم کری!؟
جان کری؛ می‌شناسیش!
آره از ما نه از اونا آره که بریم جام زهر خوری!
تو نمیری به موت قسم ما اصلا تو نخش نبودیم!
آره ٬نه ٬گاز ٬دنده٬ دم هتل اینترکونتیننتال ژنو اومدیم پایین!
یکی چپ٬ یکی راست٬ یکی بالا ٬یکی پایین٬ جام و زهرش جور شد!
دور میز نشسته بودیم داشتیم می‌خوردیم!
اولی رو رفتیم بالا به سلامتی اوباما لولِ لول شدیم!
دومی رو رفتیم بالا به سلامتی ملت پاتیلِ پاتیل شدیم!
سومی رو اومدیم بریم بالا
آ جان کری نامرد ساقی شد گفت بریم بالا ما هم رفتیم بالا!
گفت: ’’به سلامتی تحریم‌ها’’
تو نمیری به موت قسم خیلی تو لک شدم!
این جیب نه٬ اون جیب نه٬ تو جیب ساعتی٬ خودکار اومد بیرون٬ خواستم خط بکشم رو توافق دیدم کسی نیست همه رفتن خوابیدن!
حالا ما به همه گفتیم کوتاه نمیایم، شمام بگین نمیان. خوبیت نداره

 

😀

 

خواهرزاده ی ﮐﻮﭼﯿﮑﻤﻮ ﺑﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﺮﺍﺵ ﻗﺼﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺒﺮﻩ :
ﯾﮑﯽ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻧﺒﻮﺩ، ﺷﻨﮕﻮﻟﻮ ﻣﻨﮕﻮﻟﻮ ﺣﺒﻪ ﺍﻧﮕﻮر …
.
.
ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ …
ﺑﺮﺍﻡ ﺍﺯ ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺕ سکست ﺑﮕﻮ !!!.هیچی دیگه خودمو زدم به خواب!!!!!!!!!!
درسته که یوز ایرانی در حال انقراضه…
اما پفیوز ایرانی شدیدا در حال افزایشه!!!

 

😀

 

به رییس جمهور ژاپن گفتن آمریکا نابودتون کرد، برنامه ای برای انتقام ندارید؟
گفت: پیروزیه ما اینه که در کاخ سفید روی میز ریاست جمهوریه آمریکا، تلفن پاناسونیک ژاپنی هست
بیاید دست به دست هم بدیم که پشمک حاج عبدالله رو بفرستیم روی میز اوباما

 

😀

 

خواهرم با ماشینِ مامانم تصادف کرده
اومده خونه به من میگه :
کمکم کن !!!!!!من تصادف کردم با ماشین !!!
به مامان بگم ماشین دستِ تو بود ؟
فقط جون بابا حرفى نزنیا ؟؟؟
گفتم : باشه !!
من رفتم بیرون شب اومدم خونه مامانم میگه :
خاک تو سرِ شُل مغزِ فلجت کنن با این رانندگیت احمق !!!
بابام میگه : آقاىِ شوماخر ! ر*ی*دى که با این رانندگیت ؟؟؟؟
خواهرم هم با خونسردىِ تمام و در کمال آرامش میگه :
من نمیدونم به این اوسگل کى گواهینامه داده !
تو باید برى پشت ماشین لباس شویى بشینى بابا !!!
داداش کوچیکم هم میگه :
اوســـــــــــــگل !!! شنیدم رفتى قاطى باقالی

اینم از خانواده ما

 

😀

 

دیشب با رفیفم رفتم استخر،
آروم آروم داشتم می رفتم سمتش….
یهو غریق نجات سوت زد!
گفتم: چی شده؟ من که کاری نکردم
گفت: افکار شومی در سر داشتی!
در این لحظه متوجه شدم اون سوباسای بدبخت تو دلش حرف میزد تماشاچیا میفهمیدن واقعیت داشته….

 

😀

 

ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﺭﯾﺎ ﺷﻨﺎ ﮐﻨﻢ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺍﺏ ﻣﺎﯾﻮمو ﺑﺮﺩ
ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺧﻠﻮﺗﻪ ﺗﺎ ﭘﻼﮊ ﻫﻢ ﺭﺍﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺳﺮﯾﻊ ﺑﺪﻭ ﺑﺪﻭ ﺩﻭﯾﺪﻡ ﻃﺮﻑ ﭘﻼﮊ
ﯾﻬﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻥ ﮔﻮﺷﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯿﺨﻮﻧﻪ
ﻣﻨﻢ ﯾﻪ ﺳﻄﻞ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺭﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﺟﻠﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺭﻓﺘﻢ ﺳﻤﺖ ﭘﻼﮊ که یهو ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﻨﻮﺩﯾﺪ
ﮔﻔﺘﻢ ﺣﻮﺍﺳﺸﻮ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﻢ
ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﻣﯿﺨﻮﻧﯿﺪ؟
ﮔﻔﺖ ﻓﻠﺴﻔﻪ
ﮔﻔﺘﻢ ﻓﻠﺴﻔﻪیعنی ﭼﯽ؟
ﮔﻔﺖ : ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﯿﺰ ﻫﺎیی ﮐﻪ ﻣﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩ
ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﯿﺸﻪ ﯾﻪ ﻣﺜﺎﻟﯽ ﺑﺰﻧﯿﺪ
ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﯿﻦ ﺳﻄﻠﯽ ﮐﻪ ﺷﻤﺎ ﺟﻠﻮ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﯾﺪ ، ﺷﻤﺎ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﺳﻄﻞ ﺗﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﻭﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭد !!!

پربیننده ترین مطالب سایت

پربازدید هفته
پربازدید ماه