شعر طنز درباره خواستگاری رفتن خره

شعر طنز درباره خواستگاری رفتن خره

 😆 شعر طنز درباره خواستگاری رفتن خره 😆 

خري آمد به سوي مادر خويش******** بگفت مادر چرا رنجم دهي بيش

 

برو امشب برايم خواستگاري اگر تو بچه ات را دوست داري ****** خر مادر بگفتا : اي پسر جان

 

تورا من دوست دارم بهتر از جان******** ز بين اين همه خرهاي خوشگل

 

يكي را كن نشان چون نيست مشگل***** خرك از شادماني جفتكي زد

 

كمي عرعر نمودو پشتكي زد****** بگفت : مادر به قربان نگاهت **** به قربان دوچشمان سياهت

 

خر همسايه را عاشق شدم من******** به زيبايي نباشد مثل او زن

 

بگفت:مادر برو پالان به تن كن ******** برو اكنون بزرگان را خبر كن

 

به آداب و رسومات زمانه ******** شدند داخل به رسم عاقلانه

 

دوتا پالان خريدند پاي عقدش ******** يه افسار طلا با پول نقدش

 

خريداري نمودند يك طويله ******** همانطوري كه رسم است درقبيله

 

خر دانا كلام خود گشاييد ******** وصال عقد ايشان را نماييد

 

دوشيزه خر خانم آيا رضائي ******** به عقد اين خر خوشتيپ در آيي

 

يكي از حاضرين گفتا به خنده ********عروس خانم به گل چيدن برفته

 

براي بار سوم خر بپرسيد ********كه خر خانم سرشيكباره جنبيد

 

خران عرعر كنان شادي نمودند******** به يونجه كام خود شيرين نمودند*****به اميد خوشي و شادماني

پربیننده ترین مطالب سایت

پربازدید هفته
پربازدید ماه