برای دروغ نگفتن کودک در او حس اعتماد به وجود آورید

برای دروغ نگفتن کودک در او حس اعتماد به وجود آورید
شناخت علل : باید بدانیم چرا كودك دروغ می گوید ؟ چه انگیزه ها و موجباتی او را به دروغ واداشته اند ؟ هدف اواز این دروغ چیست ؟
 
دادن آگاهی : پس از شناخت علت یا علل، زمان دادن آگاهی و اطلاعاتِ لازماست. فی المثل  كودكی كه در اثر اشتباه  در بیان تخیل و واقعیت دروغی گفته باید بفهمد كه  واقعیت چیست و خواب وخیال چیست و به او تفهیم گردد كه در بیان آن مسئله دچار اشتباه شده است
 
به فردی كه در سن تشخیص است باید تفهیم شود سخنی را كه گفته ناپسند  بوده و مورد قبول و پذیرش پدر و مادر و دیگران نیست و ممكن است روزی این گونه  سخنان زیان و خطر پدید آورند و باعث آبروریزی هایی شوند و …
 
ایجاد محیط سالم : محیط  خانه و تربیت كودك را از ریا و نیرنگ دور سازید و افراد را از معاشران دروغ پرداز ، حتی آنهایی كه گاهی به شوخی دروغ می گویند  بر حذر  بدارید . زیرا كودك است  و جنبه  نقش پذیری و تقلید او .
 
رعایت انصاف : طفلی شاهد بی انصافی های والدین است.پدر و مادر را می بیند كه مثلاً دراثر اشتباه ظرفی  از دستشان می افتد و می شكند  و كسی نیست آنها را مورد بازخواست قرار دهد، ولی همین كه نمونه این لغزش توسط طفل صورت بگیرد او رابه باد ناسزا ومتهم به سر به هوایی می كنند .
 
كودك چون انصافی از پدر و مادر نمی بیند و از سوی دیگر مایل به شكست و تحقیر شخصیت خود نیست تن به دروغ می دهد .
 
عفو و بخشش : در خانه و زندگی و در اداره فرزندان  رعایت انضباط و ضوابط اخلاقی ضروری است ؛ولیزیاده روی در این امر نیز درست نیست .
 
برای واداشتن طفل  به راستگویی ضروری است در مواردی از بعضی لغزش ها كه گاهی خود هم مرتكب آن می شویم طفل را ببخشاییم. حتی رعایت  انصاف ایجاب می كند كه او در مواردی كارهای جزئی خود را كه علنی كردن آن موجب شرم و حیاست از شما پنهان دارد البته به شرطی كه مخالف شرع و اخلاق نباشد.
 
محدود كردن توقعات : از او انتظار نداشته باشید كه همه ی خواست های شما را برآورده كندوكاری كه شما در انجامش ناتوانید و یا تنبلی تان می آید كه آن را انجام دهید،او برای شما انجام  دهد .
 
ایمن كردن از مجازات :  فرزندان ما باید در خانه احساس آرامش و اطمینان كنندو‌مطمئن باشند كه خطاهای  بی اختیار بخشوده می شود.تنبیه و سرزنش برای مواردی است كه تعمدی در كار باشد و تازه اگر در همان  كار عمدی هم سخن راست گفته شود موجب تخفیف در عقوبت است .
 
پند و اندرز : این امر در كودكان مؤثرتر است از آنجهت كه هنوز با فطرت خود فاصله چندانی نگرفته اندوهنوز درون و ضمیرشان پاك و صاف است . بیان یك مسئله كه این روش فلان  ضرر رادارد و خدا از آن راضی نیست و آدم را به جهنم می برد می تواند در بازداشتن او از این راه مؤثر باشد .
 
ارائه  محبت : به فرزند باید محبت كرد به گونه ای كه او گرمی و لذت آن را بچشد و احساس كند.وجود محبت سبب می شود كه طفل نیازی به تظاهر و تصنع نداشته باشد و به دروغ و فریب رو نیاورد. محبت پیوند دهنده ی همه گسستگی هاست و باب ملاحظات  را  بین كودك و والدین پدید می آورد . او را وامی دارد در چارچوب  نظامی حركت كند كه والدین برای او ترسیم كرده اند .  البته لازمه این محبت آن است كه در مواردی لغزش او را نادیده بگیرند  و اگر هم خطایی مستحق تنبیه انجام داد بر او ببخشاییم .
 
هشدار به كودك : ما معمولاً سعی داریم به كودك تفهیم كنیم كه راه او راهی درست و به صواب نیست . البتهاین سخنان برای همه ی اطفال قابل فهم نیست . اگرچه كودك باید  از قبل بداند كه دوست داشتن والدین چه منافعی برای او دارد و دوست نداشتن چه زیانهایی. بعدها در سنین بالاتر می توان به او گفت كه این كار را خدا  دوست ندارد و چیزی كه خدا دوست نداشته باشد برایش عقوبت و مجازات تعیین می كند، او را به جهنم  و آتش می سوزاندواز محبت ها و لذتها محروم می سازد.
 
اعلام نارضایی : پدر و مادر با نشان دادن حالت خود و با بیان خویش باید به او تفهیم كنند كه از عمل او ناراضی هستند،دوست ندارند دروغ او را بشنوندواز این كه او در حضور جمع،این  دروغ آن هم با این عظمت را گفته خوشحال نیستند.
 
والدین در مواردی با نشان دادن قیافه مظلومانه و حق به جانب  به او نشان دهند كه آبروی شان در این دروغ از میان رفته و آنها از این مسئله ناراحت اند . باید مسئله را به گونه ای در ذهن  بزرگ كرد تا  دیگر این حالت مكرر نشود و او هوس دروغگویی نكند .
 
ایجاد سرخوردگی : در مواردی كه دروغگویی كودكان مكرر شود می توان در حد متعادلی روحیه او را شكست و سرخوردگی در او ایجاد كرد؛مثلاً آنگاه كه سرگرم دروغگویی و میدان داری است با قیافه ای گرفته و بدون لبخند و بدون تصدیق و تأیید با او مواجه شویمودر برابر  سخنانش بی تفاوت باشیم ودر وسط سخنش خودمان با دیگری صحبت كنیم و یا موضوع بحث را عوض كنیم تا او بداند  در این راه توفیق نیافته است
 
مچ گیری : در مورد حادتر می توان موضع شدیدتری گرفت و پس از بیان دروغهایش آن را به رخش كشید و به او تفهیم كرد كه ما می دانیم تو دروغ می گویی . البتهلازم استاین مرحله پس از همهیتذكرات ، ‌اخطارها و اندرزها باشد و آن چنان نباشد كه در حضور جمعی صورت گیرد و او در این زمینه احساسحقارت كند. چون به هنگامی كه كودك  خود را رسوا ببیند سر از كارهای خطرناكی در می آورد و دروغگویی حرفه ای می شود .
 
تنبیه و تهدید : در مواردی كه هیچ یك از مواضع بالا سودی نبخشد و فایده ای ندهد بهتر است از راه تهدید و یا تنبیه  او را از دروغگویی  دور داریم كه البته این راه،چندان عملی نیست و تنبیه ما نشان می دهد كه دیگر در تربیت،كار از كار گذشته است .
 
 
 
هشدارها در اصلاح دروغ
ضرورت ایجاد رشد : در نظر ما آن كس كه تن به خیانت و دروغ می دهدوهنوز به ارزش وجودی خودوبه ارزش حقیقت و اخلاق پی نبرده است.
 
پس خوب استبه او فرصت رشد و زمینه آن را بدهیم . او را واداریم كه دریابد وجودش ارزنده و مهم است وارزشش بالاتر از این است كه خود را كوچك كند و دروغ بگوید . اگر او در سایه دروغ توانسته است دیگران را فریب دهد و دروغ بگوید حیثیتی  به دست نیاورده است؛اگرهم به دستآورده باشد از آنِ نیستاو بلكه از آنِ  دروغ است.   
 
كسب محبوبیت حقیقی : كودك و حتی بزرگسال باید در یابد كه محبوبیت قابل ارزش درسایه راستی است نه دروغ و خیانت؛اگر راست بگوید و تنبیه شود برای او ارزنده تر است تا آن كه دروغ بگوید واز تنبیه بركنار گردد.
 
در این زمینه  ضروری است  بین ارزش حقیقی  محبوبیت و ارزش كاذب آن فرقی بگذاریم و نشان دهیم كه اولی پایدار است و دومی متزلزل.این مسئله را به طفل هم می توان تفهیم كرد كه اگر امروز این دروغ را گفتی  و به هدف رسیدی ، فردا برای رسیدن به این هدف چه خواهی كرد ؟
 
اعطای آزادی مناسب : بسیاری از فرزندان  ما دروغ می گویند به خاطرآنكه ما فرصت و امكان راستگویی را از آنان سلب كرده ایم . اگر به آنها بگوییم  كه بدون ترس و وحشت  آزادند كه مسئله خود را با ما در میان نهند  و نیازهای خود را به ما بگویند مشكل دروغگویی شان حل شده است . اصولاً محیط صادقانهو صمیمانه  در تربیت و اصلاح افراد مؤثر است.
 
توجه به دوران كودكی : از ویژگی های  دوران كودكیاین است كه ثبات و دوام ندارد .لحظه ای شاد است و لحظه ای دیگر غمگین .لحظه ایاحساس نیاز به امری می كند و جان و روانش را وابستهبه آنمی داند و درآنی دیگر احساس استقلال دارد وفكر می كند نباید كسی بالای سر او باشد .
 
بر این اساس اگر كودك شما دروغی گفت  گمان نكنیداو سر از فساد در آورده است . همین طفل باراهنمایی مناسب آن چنان پاك ومعصوم خواهد شد كه شما خود تعجب بودید . البته این سخن دلیل بر آن نیست كه دروغ او را نادیده بگیرید . متناسببااهمیت و عظمت دروغ  و شرایط و احوال طفل باید آن را پیگیری كرد .
 
اعطای میدان فعالیت : برخی از فرزندان در خانه نقش برده ای را ایفا می كنند كه اختیار هیچ چیز  را ندارند . منحصراً در چارچوبی می توانند فعالیت كنند كه پدر و مادر به صورت  ضوابط  ریز تهیه دیده و ناظر بر اجرایآن هستند .روشن استكه فرزندان میدان عمل بیشتری رامی خواهند دارند و هر وقت  ضرورتی برای استفاده  از آن میدان برایشان پدید آید از آن استفاده  می كنند و در برابر بازخواست های بعدی خود رابرای دروغ پردازیآماده می كنند . در زمینهیسازندگی و رشد، یك بعد قضیه این است كه بهاومیدان حركت و تلاش بدهید و او را در آن میدان آزاد بگذارید  تا خود را بیازمایدوقدرت و امكانات  خود را كشف كند و برای اثبات ارزش وجودی خود نیازمند به دروغگویی نباشد .
 
ایجاد زمینه احساس اعتماد : وجود زمینهیاحساس اعتماد  باعث آن می شود  كه كودك  خود را مجاز احساس كندكهمسائل خود را به گونه های جدی با والدین در میان نهد . اگر خیانتی در باره او  روا داشته شد  آن را برای شما باز گوید و شما را در جریان كارها قرار دهد .  چه بسیار فرزندان جامعه كه قربانی توطئه ها و هوسهای شوم دیگران شده اند و از ترس مجازات و به خاطر نداشتن اعتماد آن را به شما نگفته اند و شما روزی از آن سر در آورده اید كه كار از كار گذشته بود .
 
خودداری از آبروریزی : گاهی برخی از فرزندان،حقایق خود را با والدین  در میان نمی گذارند از آن بابت كه احساس می كنند آنها خود نگهدار نیستند و اگرحقیقت مسئله را بدانند آن را  نزد این و آن بازگو می كنند و در آن صورت آبروی او از میان می رود.
 
 اگر كودك احساس كند كه آبرویش رفته  دیگر فردی خطرناك خواهد بود و با او نمی توان زیست. همیشه سر از فتنه گیری و دروغ در خواهد آورد و همیشه سخنان او مورد تأمل خواهد بود .
 
بیان عوارض و خطر : كودكان و فرزندان ما سن و تجربه ای ندارند تا  در سایه آن بتوانند آینده را آن چنان كه هست ببینند . و یا آن چنان تجربه ای ندارند كه بتوانند عواقب نامطلوب وضعی را كه در اثر دروغ پدید خواهد آمد درك كنند.در اینجاست كه والدین و مربیان از طریق ذكر داستانهای مربوط  به دروغگویی و فرجام آن ‌ قادر می شوند به ارشاد او پرداخته و هدایتش كنند . البته ذكر داستانها از همان سنین خردسالی و در موقعی كه هنوز وارد این مرحله نشده است مؤثرتر است.روزی كه او از مسئله دروغ وحشت داشته باشد  به هیچ وجه حاضر به آن نمی شود .
 
بیان شرایط ارزش او : والدین  و مربیان  لازم است به كودك تفهیم كنند كه اگر  برای او ارزش و احترامی قائلند  به خاطر صداقت اوست و اگر رعایت  صداقت و درستی  را نكند احترامی نخواهد داشت . به او تفهیم كنید بدان اندازه باید رشد داشته باشد كه اگر راستگویی به زیان و ضرر اوست باز هم راست بگوید و صراحت و قاطعیت خود را از دست ندهد . اگر كار بدی كرده،می تواند از آن عذر بخواهد ولی اگر دروغی از او صادر شود قابل بخشش نخواهد بود .
 
آمادگی برای پذیرش او : والدین و مربیان عملاً باید نشان دهند كه آماده پذیرش كودك و حتی خطاهای او هستند . حاضرند به حرفهای او گوش فرادهندوبه احساسات و عواطف  او احترام بگذارند . در برابر لغزش او خشونت به خرج نمی دهندوآبروی او را در میان جمع حفظ می كنند . این امر زمینه و امكان دروغگویی را از كودك سلب می كند و او را در مسیر صلاح قرار می دهد .
 
جنبه الگویی والدین : فراموش نكنید كه كودكان از ما درس می گیرند . دروغ را از ما می آموزند. اگر موضع ناروایی در برخورد و رفتار و گفتارها اتخاذ كنید او همان را ادامه خواهد داد. هرگز گمان  نكنید كه كودك آن را نمی فهمد.او ظاهراً  در برابر رفتار شما آرام است ولی همان را می آموزد وعمل می كند. شما با عمل خود راه اقدام به خطا را برایش آسان می كنید و زمینه صدق و راستی  را از او می گیرید . در  چنان صورتی شما مسئول عواقب نابسامان رفتار فرزند خود خواهید بود .
 
ایمان شما به خدا و رعایت اصول پرهیزكاری و اخلاص  و مراقبت در گفتار و رفتار شما درسی ارزنده برای فرزندان است  و در نجات از اینمعضل كمك مؤثری خواهدبرد.
 
خودداری از اصرار : گاهی شما می دانید  كه فرزند شما فلان غذایی را كه از آن منع بوده است  خورده  و لكهیروی لباسش و طعم دهانش آن را اثبات می كند و با این حال او انكارمی كند . اصرار شما بر انكارش خواهد  افزود.در صورت اصرار  بر انكارشنیزسعی نداشته باشید به او مارك دروغگویی بچسبانید،فعلاً مسئله  را نادیده بگیرید تا بعدها در خلوت او را به خطایش آگاه كنید .
 
 
 
دروغ در چه كسانی بیشتراست ؟
در بین آنها كه ضعیف و عصبی و یا هیجانی هستند.
 
درآنها  كه رشادت و شجاعت لازم و كافی را ندارند و ترسو هستند .
 
در بین آنها كه به صورت افراطی خواستار  جلب نظر و محبت اند .
 
در میان آنان كه قدرت نیاز  در آنها نیرومند و دستیابی به هدف برایشان  دشوارتر است .
 
در بین آنها كه تكالیف شاق بر آنها تحمیل شده و قدرت تحمل  آن را ندارند .
 
در آنها كه ایمانشان ضعیف است و فشار واِعمال قدرت شما برآنان بسیار است .
 
آنها كه دوران كودكی توأم با محرومیت و نابسامانی بسیار داشته اند  و محبت كافی ندیده اند .
 
و بالاخره آنها كه از تربیت كافی ولازم برخوردار نبوده اند .
 
 
 
تذكری به والدین و مربیان
اعمال برخی از طرق  برای اصلاح  دروغ كودكان یا مؤثر نیست و یا اثرش چندان زیاد نیست  و حتی در مواردی ممكن استآثار معكوس و نامطلوب برجای گذارد مثل :
 
سرزنش ها و ملامت های بسیار .
 
اعمال خشونت و تنبیه بیش از اندازه و آزار رساندن به او .
 
متهم كردن و دروغگو خواندن كودك و بردن آبروی او در نزد دیگران .
 
دریغ داشتن محبت و هدایت از كودك  و همچنین  اعلام سلب اعتماد از او .
 
رها كردن طفل به حالخودش  بدان امید كه او در آینده خود به خود اصلاح خواهد شد .
 
در همه حال ضروری است سر از علت درآوریم و درد او را به صورت ریشه ای درمان كنیم، و نیز حسن نیت خود را نشان داده و با كودك تفاهم كنیم . زیرا او درهمه حال فرزند ما و چونچوب منبر است كه نه می توان او را سوزاند و نه او را به دور انداخت  باید سوخت و ساخت و او را اصلاح كرد.
 
 
گردآوری : فراناز

پربیننده ترین مطالب سایت

پربازدید هفته
پربازدید ماه