دانستنی های مهم قبل از عشق و عاشقی

دانستنی های مهم قبل از عشق و عاشقی

وقتی دو جنس مخالف یکدیگر را در محل کار، خواستگاری و… می‌بینند یا جایی ارتباط اجتماعی برقرار می‌کنند و هر دو احساس نزدیکی زیادی به یکدیگر دارند، این حسشان هر روز بیشتر می‌شود تا اینکه به رابطه نزدیک‌تری تبدیل می‌شود و افراد متوجه می‌شوند به طور اختصاصی به هم احساس وابستگی دارند.

 

عامل محرکه را بشناسید!
اولین سوالی که افراد باید از خود بپرسند این است علاقه‌ای که حالا نسبت به دیگری دارند و به وابستگی تبدیل شده، از کجا شروع شده؟ یعنی عامل محرکش چیست؟ ظاهر و حالت فیزیکی اوست یا نوع و سبک ارتباطی که با ما برقرار می‌کند، شاید هم دیدگاهش در مسائل اجتماعی توجه‌مان را جلب کرده یا حتی ممکن است موقعیت اقتصادی و اجتماعی فرد و شاید هم ترکیبی از چند عامل برایمان جذاب بوده، پس در اولین مرحله باید صادقانه عامل محرک را مشخص کنیم چراکه ارزش‌گذاری همین عوامل محرک است که نقش کلیدی در ایجاد علاقه و وابستگی ما به دیگری دارد.
 

 

«هیجان ناپایدار» یا «عشق زودگذر»
وقتی بعضی افراد می‌گویند در همان اول حس عجیبی نسبت به فلانی داشتم و احساس کردم خیلی دوستش دارم و… این حالت‌ها هیجان‌هایی هستند که عامل محرکه‌اش هیجانی و زودگذر است. چراکه همه هیجان‌ها عمر مشخصی دارند و در بستر زمان حتی ممکن است از بین بروند. پس چیزی به اسم «عشق گذرا» وجود ندارد؛ هیجانی ناپایدار است که بر اساس نیازهای مختلف افراد بروز می‌کند و این نیازها ممکن است زمانی وجود داشته باشند و در موقعیتی دیگر نباشند. پس اگر می‌خواهیم به احساسی عمیق و پایدار برسیم و رابطه‌ای داشته باشیم که منجر به ازدواج پایدار شود، باید فرایند شکل‌گیری احساساتمان را مرور کنیم. اگر در روابط، چنین فرایندی- که در ادامه خواهیم گفت- شکل بگیرد، طبیعی و قابل‌استناد است و می‌تواند حقیقی بودن یک علاقه را مشخص کند.
بسیاری از افراد به شریک زندگی‌شان می‌گویند: «تو همسر منی، «باید» من را دوست داشته باشی!» اما دوست داشتن احساسی است که باید شکل بگیرد و بایدی در کارش نیست. پس اگر اوایل ازدواج احساس دوست داشتن شکل می‌گیرد اما از آن مراقبت نمی‌شود و از بین می‌رود، نیاز به بازسازی وجود دارد اما بایدی در کار نیست

 

از عشقتان مراقبت کنید تا زنده بماند!
«عاشق منی؟! پس فقط من باید در اولویت باشم!» اما در روابط سالم انسانی چنین چیزی امکان‌پذیر نیست؛ حتی در دوست‌داشتن‌های فوق‌العاده‌ای که بین یک زوج برقرار است. در یک رابطه سالم، همه‌چیز باید سرجایش باشد. مهم‌ترین نکته‌ای که افراد باید به خاطر بسپارند این است که هیچ رابطه یک‌طرفه‌ای پایدار نیست و پایدار نخواهد ماند بنابراین وقتی همسرمان عشق و علاقه‌اش را به ما ابراز می‌کند، به هر شکلی از ما مراقبت می‌کند و توجهش را به هر وسیله‌ای به ما نشان می‌دهد، ما هم در این رابطه باید وظایف خود را انجام دهیم و برای پابرجا نگه داشتن این احساس، تلاش کنیم.
پس بعد از گذراندن فرایند لازم و شکل گرفتن احساس عمیق بین زوج، نوبت به «مراقبت» می‌رسد تا رابطه آسیب نبیند. نکته‌ای که بسیار مهم است و خطای زیادی در آن رخ می‌دهد، این است که بسیاری از افراد به شریک زندگی‌شان می‌گویند: «تو همسر منی، «باید» من را دوست داشته باشی!» اما دوست داشتن احساسی است که باید شکل بگیرد و بایدی در کارش نیست. پس اگر اوایل ازدواج احساس دوست داشتن شکل می‌گیرد اما از آن مراقبت نمی‌شود و از بین می‌رود، نیاز به بازسازی وجود دارد اما بایدی در کار نیست.

 
پیش‌نیازها را پاس کنید؛ بعدا عاشق شوید!
در جمع، دانشگاه، محل کار… فردی توجه شما را (از نظر ظاهر، مهارت‌ها و…) به خود جلب می‌کند. به همین دلیل یک گرایش ذهنی برای شما ایجاد می‌شود؛ پس دقت بیشتری به فرد می‌کنید، رفتارها، مهارت‌ها، شخصیت و… او را مورد ارزیابی بیشتر قرار می‌دهید و کم‌کم ممکن است به این نتیجه برسید که وقتی کنار او هستید، حال خوبی دارید. بنابراین احساس می‌کنید دوست دارید زمان بیشتری را با این فرد بگذرانید و به این ترتیب به مرحله بعد، یعنی «تمایل» می‌رسید. وقتی این تمایل ایجاد شد، مرحله «وابستگی» پیش می‌آید. یعنی در پی رفت‌و‌آمدهای اجتماعی این احساس به وجود می‌آید و سر ساعت مشخص دوست دارید طرف مقابل را ببینید، با او صحبت کنید، برای هم وقت بیشتری بگذارید و…. و وقتی این اتفاق‌ها نیفتد، احساس کمبود و دلتنگی می‌کنید.
در واقع بعد از وابستگی است که مرحله دلبستگی پیش می‌آید. یعنی نه‌تنها حضور فرد برای شما مهم شده، بلکه عاطفه‌ای هم نسبت به او پیدا کرده‌اید. اگر مرحله دلبستگی تداوم پیدا کند و در موقعیت‌ها و شرایط مختلف تکرار شود، شرایط برای دوست داشتن طرف مقابل مطرح می‌شود پس این فرایند باید در روابط بین دو جنس که می‌خواهند به ازدواج ختم شود، شکل بگیرد. وقتی فرد به قدری طرف مقابل را دوست دارد که حاضر است هر کاری از دستش برمی‌آید انجام دهد تا او خوشحال باشد، آرامش داشته باشد، امکانات متفاوتی برایش فراهم شود و ترجیحش در زمان‌های متفاوت اوست، این «دوست داشتن عمیق»ی است که اسمش را هرچیزی حتی «عشق» می‌توان گذاشت!

 

گردآوری : فراناز

پربیننده ترین مطالب سایت

پربازدید هفته
پربازدید ماه